از کجا بگم واست.............
سلام دختر نازنین مامان منو ببخش که دیر به دیر میام اینجا که خاطرات شیرینتو بنویسم. آخه ترجیح میدم بیشتر بهت رسیدگی کنم و دیگه وقت اضافه گیرم نمیاد. بگذریم............ حالا از کجا بگم واست دخترم!!! اول خبر سلامتی نفسم، بردیمت دکتر و گفت زخم چشمش خوب شده و فقط باید یه ماهی دیگه قطره بریزید و بعد دوباره بیاریدش که معاینه کنم. فدای کوشولوم بشم من. بعد هم اینکه بالاخره خونه ای که خریده بودیم خالی شد و اسباب کشونی کردیم در تاریخ بی همتا............ درست شده بود جریان پت و مت. چون خونه سرامیک نبود و ماهم فعلن حوصله ی بنایی توش نداشتیم قرار شد موکت کنیم که یه خورده این وسط کارا عجله ای شد و بعد از اینکه وسایل رو آوردیم تازه به فکر مو...
نویسنده :
مامان مریم
15:09




